حاج ملا هادي السبزواري
121
شرح مثنوى
مدّخل : اسم مفعول از باب افتعال . يعنى داخل در اين امور عظام ، بنا بر نسخهء « چون شود » . و بنا بر نسخهء « چون كند » مدخل مصدر ميمى باشد به معنى ادخال از همان باب . و در بعض نسخ : « مد » و « خل » ، به واو است ، و غلط است به ظاهر . و اگر تصحيح كنيم دو فعل امر خواهد بود به معنى بكش و رها كن . يعنى چون كند موش فضولى دخل و خرج . ( ( 2791 ) ) آن مثالت را چو اژدرها كند * تا به پاسخ جزو جزوت بر كند ن 520 15 - ك 181 21 تا به پاسخ : تا در وقت جواب سؤال قبر . ( ( 2797 ) ) آن يكى مىگفت اى كشتى بتاز * و آن يكى مىگفت پرّش هم بساز ن 520 22 - ك 181 28 اى كشتى بتاز : در بعض نسخ : اين كشتى . و اوّل صحيح است . مژ : به « ژ » ى فارسى ، مهمل كژ مثل مرد مهمل خرد كه حال بگذشت . چربك : به چيم فارسى ، و راء مهمله و باء موحده و كاف ، اينجا سخريه و استهزا باشد . ( ( 2803 ) ) در چه كارى گفت مىكوبم دهل * گفت كو بانگ دهل اى بو سبل ن 521 8 - ك 181 35 بو سبل : يعنى ملازم راهها كه خلوت باشد تا مال مردم را سرقت كند . ( ( 2806 ) ) سرّ آن خرگوش دان ديو فضول * كى به پيش نفس تو آمد رسول ن 521 13 - ك 182 2 سرّ آن خرگوش : يعنى مثال رسالت خرگوش از ماه به سوى پيل نه از براى انبياء الله است . بلكه از براى رسالت شيطان است به سوى نفس هاجسهء مسوّله و امّاره . اگر بگويى : پس ماه چيست كه شيطان گويد : « من رسول آنم » ؟ گوييم : اسم قهرى ، كه شيطان عبد المضلّ است . اگر بگويى كه : اضطراب چه مىشود كه مسماى همه ذات واحد است . گوييم : اضطراب شعاع وجود در قابل ، مانند اضطراب شعاع ظاهر در آب مضطرب الحركة كه از طرف ماه اضطراب - و اين حركت نيست - ولى از طرف آب متحركست . و اينكه ديو شيطان گويد ماه مضطرب مىشود ، سببش اين است كه ابليس شأنش